راه های تقویت درک مطلب در زبان انگلیسی

Reading Comprehensionدرک مطلب زبان انگلیسی یکی از بخش های چالش برانگیز برای تمامی زبان آموزان به شمار میرود و حتی زبان آموزانی که در سطح پیشرفته قرار دارند نیز با درک واقعی برخی از متن ها مشکل داشته و از پاسخ گویی به برخی سوال ها با هدف سنجش درک مطلب باز میمانند.

سنجش توانایی درک مطلب زبان آموزان به ویژه در آزمون های آیلتس و تافل هدف طراحان سوال است و بسیاری از پرسش های ریدینگ آیلتس و تافل در همین زمینه است. در زیر نوشته ای از سوی دست اندکاران آموزش زبان انگلیسی در همین باره نوشته شده که برگردان آن را میخوانید.

تقویت مهارت درک مطلب

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که از خودتان بپرسید چراطی مدت زمان کوتاهی می توانید کتاب درسی تان را بخوانید؟

با تقویت این مهارت خواننده بهتر می تواند با ایده های متن ارتباط برقرار کند و آنرا با آنچه قبلاً می دانسته به کار ببرد . اگر خواننده چیزی در مورد یک موضوع نداند آن ریدینگ ارزش پایینی دارد و آنرا به خاطر نمی سپارد . برعکس اگر شخصی به موضوعی علاقه مند باشد آن ریدینگ ارزش دارد . مثلاً اگر کسی علاقه مند به ورزش باشد خواندن یک متن ورزشی آسان خواهد بود . آنها در ذهنشان برای خواندن ، درک و ذخیره اطلاعات متن چارچوبی دارند . آنها می توانند بر اساس نوع نوشته ، متن را شناسایی کنند و یک پیش زمینه ذهنی دارند از اینکه متن چگونه به نحوی با معنی پیش خواهد رفت و پیش بینی می کنند که در ادامه متن چه خواهد آمد.

برآورد تقویت مهارتهای درک مطلب مستلزم انگیزه ، چارچوب ذهنی برای حفظ ایده ها ، تمرکز و تکنیکهای خوب مطالعه است . فرد می تواند اطلاعات عمومی خود را با مطالعه روزنامه ها ، مجلات و کتابها افزایش دهد و یا به رویدادهای جهان علاقه مند شود . نویسندگان خوب معمولاً خواننده های خوبی هستند . آنها می توانند پاراگرافهایی بسازند که شامل مقدمه ، محتوی و نتیجه گیری می باشند . اغلب جمله اول شامل یک نظر کلی ست که به ایجاد چارچوبی برای افزودن جزئیات کمک می کند . همچنین پاراگرافها ، عبارات و کلمات ربطی وجود دارند که موضوع را تغییر می دهند . شناخت نوع استدلال مؤلف به خواننده فرصت فکر کردن می دهد.

با این عمل خواننده می تواند آنچه را مؤلف در ادامه ذکر می کند را پیش بینی کند . اگر این پیش بینی درست باشد موجب تقویت پیش زمینه ذهنی اش خواهد شد و اگر درست نباشد انطباق سریعتر رخ می دهد . اصلاح و تقویت مهارت درک مطلب هدف بسیاری از افراد است . برای بسیاری از افراد تحصیل کرده تقویت واژگان یک پروژه مادام العمر است . بهترین راه تقویت و ارتقاء دامنه واژگان خواندن مستمر و استفاده از دیکشنری است . شما می توانید دیکشنری جیبی خود را با خود همه جا ببرید و معنی کلمات جدید را در آن بیابید . یا می توانید فهرستی از کلمات جدید برای خود بسازید و در انتهای روز به آن نگاهی بیندازید.

خواندن کتابهایی که متن های چالش انگیز دارند نیز برای ارتقاء دامنه واژگان بسیار عالی ست . بهتر است در هنگام خواندن کلمات و بخصوص کلمات دشوار را بازگو کنید . اما تنها یکبار خواندن کتاب کافی نیست . به منظور پیش برد درکی عمیق فرد ممکن است مجبور به مشخص کردن ، خلاصه کردن و یا مرور قسمتهای مهم شود. در این زمینه میتوانید به سایت های زیر سری بزنید:

http://www.learningrx.com

http://www.learningrx.com/improving-reading-comprehension-skills

برگردان به کوشش سرکار خانم رضوانه محمدی

بیشتر بخوانید:

یادگیری واژگان سطح پیشرفته زبان انگلیسی با مجله اکونومیست

آموزش لغات تازه آیلتس و تافل با مقاله هایی از روزنامه گاردین

راه بالا بردن سطح درک مطلب آیلتس

لغاتی در سطح نمره ۷٫۵ و ۸ ریدینگ آیلتس آکادمیک

چگونه میتوانم لهجه انگلیسی ام را تغییر دهم؟

How to Change accentدر آموختن هر زبانی لهجه های گوناگونی وجود دارد که معمولا یک یا دو مورد از آن ها بر دیگران برتری دارد و به کار بردن آن ها با احترام و پذیرش بیشتری از سوی شنونده همراه است. در زمینه آموختن زبان انگلیسی همواره مساله لهجه امریکن و بریتیش مطرح بوده و زبان آموزان کوشش میکنند به ویژه برای شرکت در آزمون های آیلتس یا تافل بر یکی از این دو تمرکز و پافشاری داشته باشند. در زیر به نوشته ای از سوی کارشناسان و پژوهشگران زبان انگلیسی در این زمینه نگاهی داریم.

آیا می توانم لهجه خود را تغییر دهم؟

بله. لهجه چیز ثابتی نیست. لهجه ما در طول زمان بر حسب نیازها و تغییرات احساسی ما تغییر می کند. معمولا این اتفاق به طور طبیعی و اغلب نا خود اگاه می افتد. انتظار می رود لهجه ما اغلب در دهه دوم عمر ما تغییر کند یعنی همان زمانی که ما به نوعی تصمیم گیری در مورد شخصیت خود می رسیم. اما حتی پس از آن نیز شما اگر بخواهید می توانید لهجه خود را تغییر دهید.

شما برای تغییر لهجه خود باید بخواهید که این اتفاق بیافتد. واقعا بخواهید. این اتفاق معمولا بدون هیچ تلاش زیادی رخ می دهد زیرا شما خواسته یا ناخواسته به مکان های جدیدی منتقل و با افراد مختلفی آشنا می شوید، و یا سطح خواسته ها و آرزوهایتان تغییر می کند.

اگر این تغییر لهجه به طور طبیعی رخ نداد اما شما می خواهید لهجه خود را تغییر دهید، باید از خودتان دلیل آن را جویا شوید. لهجه شما چه پیامی را به مردم منتقل می کند که شما آن را دوست ندارید؟ آیا برایتان دشوار است که عضو یک گروه جدید باشید تنها به این خاطر که به روشی که آن گروه می خواهد نمی توانید صحبت کنید؟ آیا شما می خواهید تغییر هویت خود را نمایان کنید؟

گاهی اوقات تعصب دیگران است که شما را به این کار وا می دارد. برخی از گروه های محبوب در برابر برخی گروه های خاص تعصب به خرج می دهند (برای مثال بسیاری از مردم در ایالات متحده در برابر مردم جنوب آمریکا تعصب دارند). آیا شما می خواهید تعصب افراد دیگر را بپذیرید؟ من خودم تلفظ کلماتی مانند کتاب (book) و نگاه کردن (look) را تحت فشاری که به من وارد آمد، تغییر دادم. من به این دلیل این کار را کردم که تلفظ من از نظر بسیاری از مردم خنده دار بود بنابراین من این تغییر را در تلفظ لغات ایجاد کردم تا بیشتر شبیه افراد پیرامون خود باشم. اما تسلیم شدن در برابر چنین فشارهایی غم انگیز است. این کار تفاوتی با استفاده از کرم پودر توسط افراد سیاه پوست برای شبیه شدن به افراد سفید پوست و یا عمل چشم افراد آسیایی برای شبیه شدن به اروپایی ها ندارد.

به هر حال، اگر شما دلایل خوبی برای تغییر لهجه خودتان دارید و تصمیم تان را نیز گرفته اید، باید این اقدامات را انجام دهید:

• لهجه ای را که می خواهید با آن صحبت کنید، شناسایی کنید.

• تا جایی که برایتان امکان پذیر است خود را در معرض لهجه مورد نظر قرار دهید.

• سعی کنید با افرادی دوست شوید که با آن لهجه صحبت می کنند.

• سعی کنید با افرادی مراوده نداشته باشید که از تغییر لهجه شما انتقاد کنند.

 در اینجا توصیه هایی را از همکار خود «سوزته هیدن الگین» در این خصوص ارائه می کنم. اگر شما می خواهید لهجه خود را تغییر دهید، بهتر است صدای ضبط شده هم جنس خود (زن – مرد) را انتخاب کنید:

من روش های زیر را پیشنهاد می کنم که در بسیاری از موارد موثر واقع شده است:

1. یک نوار کاست حداقل بیست دقیقه ای به زبان انگلیسی با لهجه ای که می خواهید انتخاب کنید.

2. به کل نوار یک یا دو بار گوش دهید تا با محتوای آن آشنا شوید. محتوای آن را به صورت مکتوب پیاده نکنید، بلکه سعی کنید آن را حفظ کنید.

3. با یک توالی کوتاه – فقط یک یا دو جمله – مطالب را گوش کنید. نوار را به جمله اول باز گردانید.

4. همزمان با نوار، شما هم با صدای بلند بخوانید. همانند روش های سنتی آموزش زبان های خارجی جملات را بعد از نوار تکرار نکنید بلکه همزمان با گوینده تکرار کنید. از اشتباه کردن نترسید و تنها تلاش کنید به بهترین شکل همزمان با گوینده صحبت کنید.

5. به ابتدای جملات مراجعه کنید و این کار را چندین بار تکرار کنید. (فکر نکنید 10 بار تکرار، زیاد است)

6. در خصوص جملات بعد نیز همین کار را تکرار کنید.

7. تمرین را ادامه دهید تا زمانی که تمام نوار را مانند گوینده بتوانید به زبان بیاورید.

مدت زمانی که این کار طول می کشد و شما می توانید به نتیجه مطلوبی دست یابید، از فردی به فرد دیگر متفاوت است و به عوامل بسیاری بستگی دارد. من به شما تمرینات حداقل جلسه ای پانزده دقیقه ای و حداقل سه روز در هر هفته را پیشنهاد می کنم. هنگامی که به خوبی نواری را تمرین کردید و یا تکرار زیاد ان، شما را خسته کرد، نوار دیگری با همان لهجه انتخاب کنید و تمرین آن را آغاز کنید. مراقب باشید که از نوارهای با محتوای طولانی و بلند استفاده نکنید.

به این منابع مراجعه کنید

زیاد سخن گفتن در خصوص لهجه بدون استفاده از تلفظ کار دشواری است. برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص تلفظ، به وب سایت International Phonetic Association و یا دیگر منابع آن لاین مراجعه کنید و یا کلاس هایی را بیابید که زبان شناسان را به شما معرفی می کند.

برگردان به کوشش جناب مرتضی دلیر

بیشتر بخوانید:

لهجه (accent) چیست؟

بهترین لهجه زبان انگلیسی برای یادگیری کدام است؟

آشنایی با انواع لهجه های بریتیش(British Accents)

راه هایی برای بهبود لهجه امریکن American Accent

معرفی ایستگاه انگلیسی زبان رادیوی NPR با لهجه آمریکایی

تاثیر لهجه British و American در نمره آیلتس

بهترین لهجه زبان انگلیسی برای یادگیری کدام است؟

Best Accent to Learn

گویش زبان انگلیسی یکی از دلمشغول های زبان آموزان است و بسیاری از زبان آموزان برای رسیدن به تلفظ و گویش درست نیازمند پیمودن راه درازی هستند که گاه ممکن است سال ها به طول بیانجامد. در اینجا کارشناسان زبان انگلیسی دو مساله لهجه استاندارد انگلیسی و تلفظ درست را بررسی نموده اند.

آیا لهجه استانداردی برای زبان انگلیسی وجود دارد؟

هیچ لهجه دقیقی برای زبان انگلیسی وجود ندارد. هیچ لهجه خنثای انگلیسی نیز وجود ندارد. همه انگلیسی زبان ها باید با بسیاری از جنبه های مختلف مقابله کنند و بیاموزند که چگونه آنها را درک کنند. برخی از لهجه ها با گروه های اجتماعی که قدر و منزلت بالایی دارند در ارتباطند (به عنوان مثال انواع لهجه هایی که افراد دارای تحصیلات عالی دارند)، اما بسیاری از این لهجه های با قدر و منزلت بالا، بومی هستند. لهجه هایی که به طور سنتی به افرادی که زبان مادری شان انگلیسی نیست تدریس می شود، لهجه های با قدر و منزلت بالا از مکان های مختلف هستند.

رایج ترین لهجه هایی که معمولا در تدریس زبان در جهان مورد استفاده قرار می گیرند هر دو مصنوعی هستند: زبان عمومی آمریکایی (لهجه سواحل غربی آمریکا که توسط برخی از سخنوران با قدر و منزلت بالا و حتی در خارج از این منطقه استفاده می شود) و لهجه بریتانیایی (که در مدارس خصوصی در قرن نوزدهم توسعه یافت و گروه های با قدر و منزلت بالا در انگلستان از آن استفاده می کنند). گر چه هر دوی این لهجه ها در بیش از یک منطقه گسترده ی جغرافیایی استفاده می شوند، هر دو لهجه های بومی هستند (آمریکایی یک لهجه در آمریکا و بریتانیایی یک لهجه در انگلیس است). این لهجه ها بیشتر و توسط افراد بیشتری در این کشورها شنیده می شود بنابراین مردم با آنها آشناتر هستند. اینها لهجه هایی هستند که لغت نامه ها نیز بر مبنای آنها هستند. از آنجا که آنها در مناطق گسترده ای و توسط مردم با طبقه اجتماعی بالاتر استفاده می شوند، لهجه های مناسب برای تدریس به زبان آموزان خارجی زبان انگلیسی تلقی می شوند. به همین دلیل، آنها «لهجه های مرجع» نامیده می شوند.

هنگامی که رادیو در اوایل قرن بیستم توسعه یافت، بسیاری از ایستگاه های رادیویی در ایالات متحده و انگلستان بسیاری از مجری ها و گویندگان خود را بر اساس لهجه هایشان انتخاب کردند. بنابراین «زبان عمومی آمریکایی» برخی اوقات به عنوان معیار شبکه «Network English» و زبان بریتانیایی گاهی اوقات به عنوان معیار «بی بی سی انگلیسی» شناخته شده است. تاثیر چنین سیاستی البته افزایش اعتبار لهجه مرجع و افزایش جمعیتی بود که در معرض این لهجه ها قرار می گرفتند. اتفاقا بی بی سی دیگر به این سیاست پایبند نماند و اکنون از خوانندگان اخبار و مجریان با طیف وسیع تری از لهجه ها بهره می برد.

در تمامی زبان ها، برخی از لهجه ها از اعتبار بالاتری در مقایسه با دیگر زبان ها برخوردار هستند. «آزمون قضاوت» در خصوص بسیاری از زبان ها که نشان می دهد که مردم در یک جامعه اغلب قضاوت مشترکی در خصوص لهجه ها دارند. به عنوان مثال در انگلستان لهجه مرتبط با شهر بیرمنگام «زشت ترین» لهجه و لهجه لندن به عنوان لهجه «مجرمان» شناخته می شود. این قضاوت بومی ها است یعنی اگر آمریکایی ها لهجه های بریتانیایی را بشنوند، چنین قضاوتی در این خصوص نخواهند داشت. در آمریکا بسیاری از سخنرانان در برابر لهجه جنوبی تعصب دارند، اما مردم بریتانیا لهجه جنوبی را بد نمی دانند. قضاوت های این چنینی به هیچ وجه بر اساس خود لهجه نیست – اگر لهجه های مختلف انگلیسی به روس ها گفته شود، آنها نمی توانند میان لهجه های با اعتبار بالا و پایین تمایز قائل شوند.

شما باید سعی کنید در مورد لهجه های مختلف بی طرفانه موضع بگیرید و هیچ لهجه ای را بر دیگری ارجح ندانید.

این دو لهجه مرجع، «لهجه های استاندارد» نیستند چرا که الزامی ندارد که همه از آن استفاده کنند. این لهجه ها الزاما صحیح ترین و یا دقیق ترین لهجه ها هم نیستند و تنها بر حسب تصادف است که دارندگان این لهجه ها دست بالا را دارند.

کدام لهجه انگلیسی به تلفظ صحیح تر نزدیک تر است؟

تلفظ انگلیسی بر اساس تلفظ مربوط به قرن چهاردهم است. هیچ کس در حال حاضر به آن روش صحبت نمی کنند. بنابراین تلفظ انگلیسی نشان دهنده تمام لهجه انگلیسی به همان اندازه خوب و یا به همان اندازه بد است. از آنجا که لهجه های زبان انگلیسی متعددی وجود دارد، از خوش شانسی ما است که ما چنین سیستم تلفظ قدیمی داریم که همه ما می توانیم از آن استفاده کنیم؛ در غیر این صورت ما گیج می شدیم که لهجه مان باید بر اساس کدام تلفظ باشد!

هیچ لهجه انگلیسی مدرنی دقیقا مانند لهجه گذشتگان نیست. تمامی لهجه ها با گذشت زمان تغییر می کنند. پیشنهاد شده است که به برخی از لهجه های روستایی قدیمی (مانند لهجه های مناطق روستایی ویرجینیا) به عنوان لهجه های قدیمی تر بیشتر از لهجه های شهری و مختلط ارزش داده شود. بحث کنونی این است.

یک تغییر بسیار بزرگی در برخی از لهجه های انگلستان رخ داده است؛ فرآیندی است که به نظر می رسد از قرن هفدهم آغاز شده است. ساکنان مناطقی در جنوب و شرق انگلستان تلفظ / R / را تنها زمانی آغاز کردند که یک حرف صدادار به دنبال آن بیاید. این گونه تلفظ، به تغییر در تلفظ حروف صدادار منجر شد. این تغییر در میان بیشتر لهجه ها در انگلستان پخش شد، و همچنین در لهجه هایی مانند استرالیایی، سنگاپوری و نیوزیلندی که در طول 300 سال اخیر از لهجه انگلیسی استخراج شده بودند، گسترش یافت. اما لهجه هایی انگلیسی که از لهجه قدیمی تر از آن استخراج شده اند (مانند بسیاری از لهجه های آمریکایی) هنوز هم تلفظ / R / در انتهای کلمات و قبل از حروف صامت را دارند. از آنجا که چنین تغییری، تغییر بسیار بزرگی است، لهجه هایی که R را پس از حرف صدا دار حفظ کرده اند، مانند بسیاری از انواع لهجه های آمریکایی- انگلیسی، اسکاتلندی -انگلیسی و ایرلندی -انگلیسی که به نظر می رسد بیشتر شبیه لهجه های قرن هفدهم باشند. اما در آن لهجه ها نیز تغییرات بسیاری در 400 سال گذشته رخ داده است.

برگردان به کوشش جناب مرتضی دلیر

بیشتر بخوانید:

لهجه (accent) چیست؟

آشنایی با انواع لهجه های بریتیش(British Accents)

تاثیر لهجه British و American در نمره آیلتس

راه هایی برای بهبود لهجه امریکن American Accent

معرفی ایستگاه انگلیسی زبان رادیوی NPR با لهجه آمریکایی

لهجه (accent) چیست؟

american Accents

زبان آموزان به ویژه در آغاز راه فراگیری زبان انلگلیسی گرایش فراوانی به پافشاری بر یادگیری زبان با لهجه خاص داشته و حتی گویش های مختلف همانند بریتیش و امریکن را دو زبان ناهمسان میپندارند. این نگرش تا جایی ادامه دارد که حتی برخی از زبان آموزانی که برای آزمون آیلتس آماده میشوند ممکن است از منابعی که با لهجه امریکن ارائه شده به ویژه منابع مربوط به مهارت شنیداری بهره نگیرند! در اینجا کوشش میکنیم دیدگاه کارشناسان و پژوهشگران در زمینه لهجه یا گویش را بازبینی نماییم.

لهجه چیست؟

پاسخ به این سوال توسط «آنته آ فریزر گوپتا» Anthea Fraser Gupta, مدرس ارشد در مدرسه زبان انگلیسی School of English در دانشگاه «لیدز» , University of Leeds, به همراه شمار دیگری از همکاران وی ارائه شده است.

برخی افراد ممکن است گمان کنند لهجه ندارند. و یا اینکه ممکن است شما فکر کنید دیگران لهجه ندارند. اما همه مردم لهجه دارند. اصطلاح «بدون لهجه» برخی اوقات توسط غیر زبان شناسان به افرادی اطلاق می شود که با یکی از لهجه های مرجع با شان و اعتبار بالا مانند بریتانیایی و آمریکایی عمومی صحبت می کنند که متعلق به مردم ساکن مناطق گسترده ای از جهان و یا مردم با طبقه اجتماعی بالا است. اما اینها هم در حقیقت لهجه هستند.

لهجه شما با توجه به اینکه زبان را چگونه، کجا و چه زمانی فرا گرفته اید، تفاوت می کند و بر برداشت افراد دیگر در خصوص شما و لهجه تان تاثیر می گذارد. مردم لهجه ثابتی ندارند که توسط تجربیات آنها تعیین شود. ما می توانیم طریقه صحبت کردن خود را هم آگاهانه و هم ناآگاهانه کنترل کنیم. اکثر مردم لهجه خود با توجه به مخاطب خود تغییر می دهند. ما اغلب بدون آنکه خودمان متوجه شویم، تغییر لهجه می دهیم و این تجربه جدیدی محسوب می شود.

اینکه مردم لهجه شما را می فهمند یا خیر، نه تنها بستگی به ویژگی های لهجه شما، بلکه بستگی به شنونده و اطلاعات آنها در مورد افراد دیگری دارد که با لهجه مشابه شما صحبت می کنند.

لهجه شما ممکن است با ساکنان یک محل خاص در ارتباط باشد (برای مثال، ساکن نیویورک، لندن و یا دهلی نو). برخی از افراد ممکن است تنها به سادگی بگویند که شما اهل آمریکا، انگلستان و یا هند هستید. لهجه شما حتی ممکن است بر صحبت کردن شما به زبان غیرمادری تان نیزتاثیر بگذارد( برای مثال شما ممکن است فرانسوی را با لهجه انگلیسی و یا انگلیس را با لهجه کره ای صحبت کنید). این غیر ممکن است که فردی بدون انتقال برخی اطلاعات از طریق لهجه خود صحبت کند.

تمامی زبان ها را می توان با لهجه های مختلف بیان کرد. هیچ چیز غیر عادی در مورد زبان انگلیسی وجود ندارد. و تمام کسانی که از یک مکان آمده اند الزاما همانند یکدیگر صحبت نمی کنند: در هر منطقه ای انواع لهجه ها وجود دارد.

زبان با گذشت زمان تغییر می کند. کلمات جدیدی به آن اضافه و تغییرات دستور زبانی ایجاد می شود و به طور کلی لهجه در طول زمان تغییر می کند. اگر شما به صدای مردمی که 100 سال پیش به زبان شما سخن می گفتند، گوش دهید، خواهید دید که لهجه ها چقدر تغییر کرده است. برای مثال به برخی از لینک های گروه بایگانی کلمه گفتاریSpoken Word Archive Group مراجعه کنید.

چرا زبان ها لهجه های مختلفی دارند؟

این طبیعت انسان است. ما در هر مکانی مانند کسانی رفتار می کنیم که در کنار آنها زندگی می کنیم. ما اعضای گروه های اجتماعی هستیم و در گروه های اجتماعی، دوست داریم به شیوه ای مشابه رفتار کنیم تا نشان دهیم به آنجا تعلق داریم. بازتاب این واقعیت، در صحبت کردن ما همچون طرز لباس پوشیدن و غذا خوردن ما مشاهده می شود.

هنگامی که گروه ها متفاوت می شوند، طریقه صحبت کردن آنها نیز متمایز می شود. این اتفاق به شکل اجتماعی و جغرافیایی رخ می دهد، اما ساده ترین راه برای نشان دادن آن، تفاوت های جغرافیایی است. اگر یک گروه به دو دسته تقسیم شود (تصور کنید که نیمی از آنها به جزیره الف و نیمی دیگر به جزیره ب بروند)، سپس به محض جدا شدن از یکدیگر، لهجه آنها در طول زمان تغییر خواهد کرد، به طوری که تنها پس از گذشت یک نسل، لهجه این دو جزیره با یکدیگر فرق خواهد داشت. اگر این دو دسته قرن ها از یکدیگر جدا بمانند، لهجه آنها به قدری با یکدیگر تفاوت خواهند داشت که ما خواهیم گفت این دو گروه به دو زبان مختلف سخن می گویند.

انسان عاشق سفر است. ساکنان شرق آفریقا بیش از 100،000 سال پیش وطن خود را ترک کردند، در سراسر جهان پخش شدند. و آنها به شکل گروهی به بعضی از نقاط نقل مکان کردند و با ساکنان آنجا آمیختند. یکی از آخرین مکان هایی که این افراد به انجا رسیدند، نیوزیلند بود، که مردم اهل جزایر پلینزی (که در حال حاضر به عنوان مائوریس شناخته می شود) درآنجا زندگی می کردند که چهار صد سال بعد اروپایی ها به آنها پیوستند.

زبان انگلیسی در انگلستان در نتیجه ی حرکت مردم به انگلستان از سراسر دریای شمالی در قرن پنجم شکل گرفت – آنها حداقل موج بزرگ چهارم انسان هایی بودند که به جزیره انگلیس رسیدند و فرزندان امواج قبلی جمعیت، زمانی که آنها وارد آنجا شدند، هنوز در آنجا سکونت داشتند. در دوران مدرن (400 سال گذشته) فعالیت های تهاجمی و اکتسابی اروپایی ها آنها را بر ان داشت تا در سراسر جهان پخش شوند و زبان خود (به ویژه انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، پرتغالی و هلندی) را با خود منتقل کنند.

چرا لهجه های یک محل خاص مانند یکدیگر هستند؟

برخی از تغییرات در لهجه روال جداگانه ای دارند. اما گاهی اوقات ما باید در مورد نسل اولی که یک زبان خاص را به یک مکان جدید می آورد، صحبت کنیم. نخستین نسل از کودکانی که در یک جای جدید رشد می کنند، بسیار مهم هستند. کودکانی که با هم رشد می کنند، یک گروه از همسالان هستند. آنها می خواهند همانند یکدیگر صحبت کنند تا هویت گروه خود را بیان کنند. لهجه ای که آنها از طریق دوران کودکی خود دارند، به پایه و اساس لهجه های آن محل جدید تبدیل خواهد شد. بنابراین لهجه آنها از کجا آمده است؟

نخستین نسل از کودکان بر لهجه بزرگسالان پیرامون خود متمرکز شده و چیز جدیدی را ایجاد می کنند. اگر مردم به صورت گروهی به مکان جدیدی وارد شوند، معمولا چند لهجه مختلف را با خود به ارمغان می آورند (همانند ورود یک گروه از انگلیسی زبانان به امریکا، استرالیا و نیوزیلند). کودکان ترکیبی از لهجه هایی را که می شنوند رسم می کنند و لهجه خود را از آنچه می شنوند، استخراج می کنند. لهجه های مدرن استرالیا بیشتر شبیه به لهجه های انگلیسی شهر لندن هستند زیرا احتمالا نسل بنیانگذار آن (در قرن هجدهم) بخش بزرگی از فقرای لندن بوده اند که به عنوان محکومین به استرالیا مهاجرت کرده اند. لهجه های نیوزیلند به لهجه استرالیایی شبیه هستند چون تعداد زیادی از مهاجران اولیه انگلیسی زبان نیوزیلند از استرالیا آمده بودند.

ترکیب نوع صحبت کردن مهاجران به یک مکان جدید، نوع لهجه کودکان را تعیین خواهد کرد. اما اولین نسل متولد شده در یک محل جدید، تنوع نسل پدر و مادر خود را حفظ نخواهند کرد – آنها با لهجه ای شبیه به دیگران و از گروه سنی خود صحبت خواهند کرد. و اگر جمعیت به اندازه کافی آرام رشد کند، کودکان قادر خواهند بود نسل بعدی را نیز به گروه خود جذب کنند، به طوری که حتی مهاجران زیادی از گروه های دیگر (مانند مهاجران ایرلندی در استرالیا) تفاوت های زیادی را به لهجه محل جدید وارد نخواهند کرد. اکثر پدر و مادرها این موضوع را می دانند. اگر کسی از نیویورک (آمریکا) با فردی از گلاسکو (اسکاتلند، بریتانیا) ازدواج کند و این دو، کودکی را در لیدز (انگلستان) بزرگ کنند، این کودک شبیه هیچ یک از پدر و مادرش صحبت نخواهد کرد بلکه مانند کودکانی صحبت خواهد کرد که با انها در مدرسه است.

برای درک اینکه در گذشته چه اتفاقاتی رخ داده است، باید به شواهد قوی در تاریخ و زبان دسترسی داشته باشیم. ما باید بدانیم مهاجران از چه مناطقی آمده و چه لهجه هایی داشته اند.

برگردان به کوشش جناب مرتضی دلیر

بیشتر بخوانید:

آشنایی با انواع لهجه های بریتیش(British Accents)

تاثیر لهجه British و American در نمره آیلتس

بهترین ایستگاه های رادیویی برای تقویت لیسنینگ

معرفی رادیوی انگلیسی زبان با لهجه استرالیایی

معرفی ایستگاه انگلیسی زبان رادیوی NPR با لهجه آمریکایی

بهترین کتاب های آمادگی لیسنینگ

۱۰راه و منبع تقویت مهارت شنیداری(لیسنینگ) زبان انگلیسی

تجربه امتحان تافل ibt خانم ر. ثابتی در آمل – پاییز 1394

TOEFL Registrationبسیاری از زبان آموزان و علاقمندان به شرکت در آزمون تافل با شرایط و ثبت نام این آزمون و محل های برگزاری آن آشنایی ندارند و حتی برخی از زبان آموزان میپندارند آزمون تافل در ایران برگزار نمیشود و یا مدرک ارائه شده مورد پذیرش دیگر کشور ها نیست! این نا آشنایی به شکل گیری برخی پندارهای نادرست درباره آزمون تافل در ایران انجامیده است.

برای آشنایی زبان آموزان با شرایط برگزاری آزمون تافل در ایران از یکی از زبان آموزان درخواست کردیم تجربه خود از این آزمون را که در پاییز 1394 در شهر آمل برگزار کرده است بازگو کند تا در دسترس دیگر زبان آموزان باشد.

تجربه شخصی از برگزاری امتحان تافل ibt در شهر آمل

1-  یک هفته قبل از برگزاری امتحان از سایت ETS بلیط خریدم. تهران بلیط نداشت و تا دو ماه بعدش هم همه جا پر بود. نزدیک‌ترین مکان به ما آمل بود.

2-  آزمون تافل یکشنبه ساعت ۹ صبح برگزار می‌شد. به پیشنهاد پدرم، برای این‌که من آرامش بیش‌تری داشته باشم، شنبه ۱۱ صبح راه افتادیم. تقریبا ۴ ساعت بعد آمل بودیم.

3-  نخست دانشگاه شمال را پیدا کردیم. محوطه‌ی دانشگاه سرسبز و خنک بود، معماری زیبایی هم داشت.

4-  از اطلاعات دانشگاه محل دقیق برگزاری امتحان را پرسیدم. مسئولش خانمی چادری بود؛ بسیار خوش‌برخورد‌، خندان و مهربان. اشاره کرد به جلوتر، سمت راست و گفت «ساختمون آمار.»

5-  شب را با پدرم در آمل ماندیم. باران گرفت. باران که بند آمد یک ساعتی پیاده‌روی کردیم. از پیشنهاد پدرم راضی بودم. هوای خوب آمل و دیدن دانشگاه اضطراب‌های حاشیه‌ای امتحان را از بین برده بود و من برعکس روزهای قبل کاملا آرام بودم.

6-  صبح یک‌شنبه ساعت هفت و نیم صبحانه خوردم؛ املت و چایی. هشت و بیست دقیقه رسیدم دانشگاه. وارد ساختمان آمار که شدم به نظرم آمد مسئولان دانشکده‌ی آمار هم باهوش اند هم دل‌سوز. جلوی در وردی برای داوطلبان آزمون تافل یک برگه‌ی A3 مرتب و تایپ شده زده بودند و به ترتیب مراحل را توضیح داده بودند. مثلا:

  • استقرار در سالن انتظار و پر کردن فرم فلان
  • مراجعه به اتاق فلان برای دریافت کمد و تحویل وسایل اضافه
  • مراجعه به اتاق فلان برای گرفتن عکس
  • ….

مهم‌تر این‌که لازم نبود حالا بگردی دنبال آدمیزاد تا مثلا بپرسی «ببخشید سالن انتظار یعنی کجا؟» فِلِش‌های روی دیوار یا راه‌پله‌ها هدایتت می‌کردند به سالن انتظار و به ترتیب جاهای دیگر.

7-  در سالن انتظار، نخست اسمم را از لیست‌های روی در پیدا کردم. بعد یک فرم انگلیسی از روی میز کنار در برداشتم و نشستم پشت میزی که سه دختر دیگر هم نشسته بودند و فرمشان را پر می‌کردند و با هم گپ می‌زدند. سلام کردم و فرم را، که سوالاتش درباره‌ی اطلاعات شخصی بود، پر کردم. انتهای فرم یک متن سه‌چهار خطی بود که باید عینش را با خودکار می‌نوشتیم. یگانه چیزی که نتوانستم بنویسم شماره‌ای بود که باید بالای صفحه می‌نوشتم. نمی‌دانستم شماره را باید از کجا بیاورم. از دخترها سوال کردم. گفتند باید Stateت (گمانم منظورشان جای نشستن سر امتحان بود) را با توجه به اسمت در لیست‌های روی در پیدا کنی و این بالا بنویسی. نوشتم. خیلی راحت بود.

8-  بیش از نیم ساعت همه بی‌کار بودیم. برای نخستین بار اطرافم را با دقت نگاه کردم. حدود چهل نفر بودیم و فقط یک‌چهارممان دختر بودیم. تا جایی که از حرف‌ها متوجه شدم قریب به اتفاق بچه‌ها از تهران آمده بودند. گویا آزمون تافلی که قرار بود هفته‌ی قبل در سازمان سنجش تهران برگزار شود از طرف ETS کنسل شده بود و به همه گفته بودند بروند آمل در دانشگاه شمال امتحان بدهند.

9-  آقایی وارد سالن انتظار شد و گفت ده نفر اول هر لیست بروند بالا کمد بگیرند، وسایلشان را تحویل بدهند بعد هم آماده شوند برای عکس. من جزو ده نفر اول نبودم. یک ربع بعد دوباره همان آقا آمد و بقیه‌مان را صدا کرد.

10- دو طبقه رفتیم بالا. کمد گرفتیم و وسایل اضافی را تحویل دادیم. با پاسپورت و کارت ملی منتظر ایستادیم توی راهرو، پشت در اتاقِ عکس، تا یکی‌یکی برویم توی اتاق. البته نه به همین راحتی. پروسه‌ی طولانی‌ای بود. بچه‌ها خسته شده بودند. هر چه بیش‌تر می‌گذشت بچه‌ها ناآرام‌تر می‌شدند. بیش از یک ساعت، شاید، روی پا ایستاده بودیم. بیش‌تری‌ها مدام بین دستشویی و راهرو می‌رفتند و می‌آمدند. ساعت از نه گذشته بود و امتحان هنوز شروع نشده بود.

11- عکسْ آخرین مرحله‌ی قبل از امتحان بود. بعد درِ سالن را باز کردند و رفتیم داخل. یک سالن بزرگ بود،‌ خیلی بزرگ و دایره‌ای شکل. پر از PC. کامپیوترها با چوبْ پارتیشن‌بندی شده بودند. صندلی‌ها راحت بودند و چرخ‌هاش سالم. همه منظم و یک‌شکل چیده شده بودند. روی میزم یک مداد سیاه بود که خوب تراشیده شده بود و سه برگه‌ی A4 آبی.

12- روبه‌روی من پنجره بود. فضای دانشگاه از آن بالا خیلی قشنگ‌تر به نظرم آمد. آسمانْ آبی روشن بود با چندتا ابر سفید کوچک. درخت‌های سبز پررنگ بودند و تودرتو. حالم دوباره خوب شد. عکسم را روی صفحه‌ی کامپیوتر دیدم، اسمم هم درست بود. بسم‌الله گفتم، اینتر زدم و شروع کردم.

13- ریدینگ‌ها نسبتا آسان بود؛ حدود ۴۲تا سوال. البته من ریدینگم خوب نیست. برای همین بیش از آن‌چه فکر می‌کردم خسته‌م کرد.

14- لیسنینگ‌ها نسبت به تست‌های آزمایشی‌ای که در خانه زده بودم زیاد بودند. ۹ لیسنیگ و ۵۱ سوال. سوال‌ها ۱۷تا ۱۷تا از هم جدا شده بودند و برای هر ۱۷ سوال ۱۰ دقیقه وقت داشتیم. به نظر من دو سه لیسنیگ اول خیلی سخت بودند. مثلا این‌که کانورسیشن‌ها که همیشه به نظرم ساده می‌آمدند و تست‌هاش را درست می‌زدم این‌بار خیلی سخت بودند. آن‌قدر که حتی موضوع یکی از کانورسیشن‌ها را هم متوجه نشدم. بسیار سریع حرف می‌زدند.

15- من عادت ندارم با مداد بنویسم. مداد روی کاغذ خیلی کند حرکت می‌کند، کشیده می‌شود، مثل خودکار سُر نمی‌خورد و یادداشت برداشتن از لیسنینگ‌ها را که سریع اند سخت‌تر می‌کند. اما اجازه نداشتیم با خودمان خودکار یا هر چیز دیگری سر امتحان ببریم. اضطراب به‌م غلبه کرد. چند ثانیه‌ای سوال‌ها را رها کردم، عمیق نفس کشیدم، آسمان و محوطه‌ی دانشگاه را نگاه کردم و دوباره شروع کردم.

16- سوالِ اولِ لیسنینگِ دوم یا سوم بودم که هدفنم قطع شد. دستم را گرفتم بالا و منتظر شدم کسی جوابم را بدهد. کسی نیامد. شاید سه‌چهار دقیقه‌ای طول کشید تا بالاخره آقای مسئول آمد و گفت «هنگ کرده. صبر کن.» چند دقیقه بعد مرا نشاند پشت صندلی دیگری و ازم خواست باز هم صبر کنم. شاید کل پروسه ده دقیقه بیش‌تر نبود، اما برای من خیلی طول کشید.

17- آزمون را از همان‌جایی که قطع شده بود دوباره شروع کردم. بعد از لیسنینگ ده دقیقه استراحت کردم. بیرون سالن توی راهرو آب‌میوه خوردم و دوباره برگشتم سر امتحان.

18-  هر شش سوال‌ اسپیکینگ به نظرم آسان بود، حتی لکچر آخر.

19- نخستین بار که بخش ریدینگ سوال اول رایتیگ را خواندم فقط حدود ۵۰درصدش را متوجه شدم. طولانی بود و کلمات سختی هم داشت. اما لیسنینگش خوب بود. ماجرا غیب شدن لژیونرهای رومی در قرون گذشته بود.

سوال های بخش نوشتاری(Writing Task 2)

20-  سوال دوم رایتیگ درباره‌ی فضانوردی بود. پرسیده بود «با این ایده، که هزینه کردن دولت‌ها برای سفر یا اکتشافات فضایی هدر دادن پول است، موافق هستی یا مخالف؟» من مخالف بودم.

21-  هنوز دو دقیقه وقت داشتم. دوباره متنم را خواندم و حتی یکی دو جمله هم اضافه کردم تا متنم کم‌تر از ۳۰۰ کلمه نباشد. وقتی سیستم اعلام کرد وقت تمام است من یک دور کامل متنم را مرور کرده بودم.

22- ساعت یک ربع به دو بود که وسایلم را برداشتم و از ساختمان آمار زدم بیرون. باران نم‌نم می‌بارید و من، که حس لوک خوش‌شانس را داشتم، کوله‌پشتی را روی دوشم جابه‌جا کردم و زیر باران در افق محو شدم.

بیشتر بخوانید:

چگونه مهارت ریدینگ خود را برای آزمون تافل تقویت کنم؟

بهترین منابع تافل iBT

نکته های اسپیکینگ تافل iBT

دانلود کتاب رایتینگ آیلتس تافل با ۱۸۵ نمونه Essay

نزدیک ترین مقاله های رایگان آنلاین به ریدینگ های آیلتس 

نمره ۹۶ تافل iBT دریافت شده توسط مهکام ز. در سال ۱۳۹۲

چگونگی تقویت زبان انگلیسی با فیلم و برنامه های تلویزیونی

TV for Improving English

هر عادت شخصی در زندگی مربوط به زبان انگلیسی همانند گوش کردن موسیقی های انگلیسی، دیدن سریال ها یا برنامه های تلویزیونی، دیدن فیلم های سینمایی به زبان انگلیسی یا مستند های علمی، خواندن روزنامه یا مجله ها به زبان انگلیسی و همانند اینها میتواند فرصتی سودمند برای شما باشد که با بهره گیری درست از آن در تقویت و بهبود زبان انگلیسی خود در هر چهار مهارت اصلی مکالمه، شنیدن، خواندن و حتی نوشتن بهره بگیرید. در اینجا نوشته ای در زمینه تقویت زبان انگلیسی با بهره گیری از برنامه های تلویزیونی نگاهی داریم.

تقویت و بهبود زبان انگلیسی با استفاده از فیلم و برنامه های تلویزیونی

فیلم ها وبرنامه های تلویزیونی یک روش ساده ، خوب و جالب برای کمک به زبان انگلیسی تان هستند . اما اگر می خواهید از این طریق زبان انگلیسی تان راتقویت کنید باید فیلم مناسبی برای نگاه کردن انتخاب کنید و بدانید چگونه آنها را تماشا کنید.

در این متن در ابتدا به شما توضیح خواهم داد که فیلم ها چگونه زبان انگلیسی تان را تقویت می کنند ، و بهترین راه نگاه کردن آنها را برای این منظور به شما خواهم گفت .سپس به شما می گویم که چه فیلم یا برنامه تلویزیونی را نگاه کنید . در انتها لینکی از فیلم های خوب و جالب را برای تقویت زبان انگلیسی تان معرفی می کنم.

فیلم ها ضرورتا برای تقویت مهارت لیسنینگ مناسب نیستند

تماشای فیلم یا برنامه های تلویزیون راه مناسبی برای تقویت مهارت لیسنینگ زبان انگلیسی نیست. هنگام تماشای فیلم ، تصاویر ممکن است به راحتی حواستان را پرت کند و حتی ممکن است دیگر به آن گوش ندهید و با توجه به آنچه می بینید داستان را خودتان بسازید که نه برای تقویت زبان انگلیسی تان خوب است ونه از آن لذت خواهید برد.

اگر می خواهید مهارت لیسنینگ تان را تقویت کنید راههایی بهتر از تماشای فیلم وجود دارد. گوش دادن به رادیو یا فایلهای صوتی انگلیسی بسیار مناسب تر است.

مانند کتاب خواندن فیلم نگاه کنید

[اگر سطح زبان شما خیلی پایین است،] بهترین راه تقویت زبان انگلیسی از طریق فیلم ، استفاده از زیرنویس ( البته به زبان انگلیسی ) است . با استفاده از زیرنویس بهتر متوجه می شوید که چه اتفاقاتی در فیلم در جریان است . همچنین زیرنویس به شما کمک می کند تا هم کلمات و هم گرامر را خوب بفهمید و هم آنها را تقویت کنید.

تماشای فیلم مانند کتاب خواندن است با این تفاوت که فیلم تصاویر متحرک هم دارد . فهمیدن معنای یک کلمه یا اصطلاح انگلیسی در فیلم ساده تر از فهمیدن آن در کتاب است چون شما می توانید شرایط را ببینید.

اگر معنای یک کلمه یا اصطلاح را نفهمیدید فیلم را متوقف کنید و آن قسمت را دوباره نگاه کنید یا معنی آنرا در دیکشنری پیدا کنید . حتی می توانید ( در تلفن همراهتان یا روی یک کاغذ ) از کلمات جدیدی که می بینید و یاد می گیرید یادداشت بردارید.

چه فیلم یا برنامه های تلویزیونی را نگاه کنید؟

مهمتر ازهمه تماشای برنامه هایی ست که به آنها علاقه دارید . اگر برنامه ای برایتان خسته کننده بود آنرا نگاه نکنید چون چیزی یاد نمی گیرید .

شما می توانید انگلیسی تان را با تماشای اغلب فیلمها یا برنامه های تلویزیونی تقویت کنید اما سعی کنید برنامه ها یا فیلم هایی ببینید که داستانهایی ساده دارند یا از کلمات ساده استفاده کرده اند .

بر اساس تجربه من بهترین فیلمها و برنامه های تلویزیونی برای زبان آموزان بزرگسال آنهایی هستند که برای نوجوانان ( افرادی با رده سنی 13 تا 19 سال ) ساخته شده اند یا فیلمهایی که معمولاً آنها نگاه می کنند . این فیلمها داستانهای پیچیده ای ندارند و حتی بهترینشان داستانهایی دارند که بزرگسالان هم لذت می برند .

تماشای فیلم یا برنامه های تلویزیونی زبان انگلیسی ای که قبلاً به زبان خودتان دیده اید ( پیچیده هم نیستند ) ایده بسیار خوبی ست .

چه فیلم یا برنامه های تلویزیونی را نباید نگاه کنید

فیلم ها و برنامه های تلویزیونی که افراد در آنها خیلی سریع صحبت می کنند ( مانند فیلم های ودی آلن ) یا آنهایی که داستانهایی پیچیده دارند ( مانند اینسپشن یا شبکه های اجتماعی ) برای تقویت زبان انگلیسی تان خوب نیستند . چون به راحتی شما را گیج می کنند . همچنین فیلمها یا برنامه های تلویزیونی که از کلمات آکادمیک و خیلی دانشگاهی( دوباره مانند فیلم های ودی آلن ) یا از انگلیسی کوچه بازاری یا محاوره ای استفاده می کنند ( مانند سوپرانوز ) برای یادگیری زبان خوب نیستند .

اگرچه شما می توانید هر فیلم یا برنامه تلویزیونی ( مانند اکشن ، ترسناک و …) را تماشا کنید تماشای دو نوع برنامه و فیلم را به شما پیشنهاد نمی کنم :

کمدی ها : فهم فیلمهای کمدی انگلیسی یا آمریکایی برای زبان آموزان بسیار سخت است ، دراین فیلمها از اصطلاحات غیر معمول هم استفاده می شود .

فیلمهای گانگستری : معمولاً فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی گانگستری از اصطلاحات و کلمات محاوره ای یا کوچه بازاری زیادی استفاده می کند که فهمشان بسیار سخت است و رایج هم نیستند .

برگردان به کوشش سرکار خانم رضوانه محمدی

بیشتر بخوانید:

بهترین سریال ها برای یادگیری زبان انگلیسی بنا به تجربه شخصی

سریع ترین راه های تقویت Listening آیلتس + منابع

منابع خودخوان (بدون کلاس) آیلتس آکادمیک جنرال

دانلود ویدئوی مصاحبه اسپیکینگ آیلتس نمره ۸

بهترین منابع گرامر برای آیلتس و تافل 

تاثیر زیاد نوشتن و استفاده از کلیشه در بالا بردن نمره رایتینگ

Cliches in writing ielts toeflبرخی از زبان آموزان به توصیه آموزگاران تافل و آیلتس خود در شماری از کلاس های گروهی آموزشگاهی اقدام به نوشتن بیشتر از حد تعیین شده(250 واژه در رایتینگ آیلتس و 300 واژه در رایتینگ تافل) مینمایند و باور دارند بدون نوشتن 400 یا حتی 500 لغت در رایتینگ این دو آزمون نمیتوان به نمره بالا دست یافت! در اینجا کوشش میکنیم نگاهی به این موضوع داشته باشیم.

حد مجاز تعیین شده در رایتینگ های آیلتس و تافل

بر پایه آنچه کتاب ها و وبسایت های مرجع و طراح پرسش های آیلتس و تافل عنوان کرده اند حد مجاز برای رایتینگ در این دو آزمون دست کم به ترتیب 250 و 300 واژه در بخش دوم یا Task 2 هست و کمتر از این حد نوشتن با جریمه و کم شدن اندکی از نمره همراه خواهد بود. با اینهمه در هیچ جا سخنی از اینکه اضافه نوشتن بخت زبان آموز را برای رسیدن به نمره افزایش دهد نشده است. حتی در برخی از کتاب ها برای مثال کتاب Kaplan در زمینه تافل به روشنی توضیح داده شده که اضافه نوشتن به هیچ عنوان به معنای دریافت نمره بیشتر نخواهد بود و زبان آموزانی که از سیستم های آموزشی دیگر در آزمون تافل شرکت میکنند باید توجه داشته باشند که در پیش گرفتن چنین رویکردی به دریافت نمره بالاتر برای ایشان نخواهد انجامید چرا که اصولا اضافه نوشتن جزء معیارهایی که تصحیح کننده در پیش رو دارد جایی ندارد.

خطرات احتمالی اضافه نوشتن در رایتینگ

زمانی که صرف نوشتن 20 تا 30 یا 100 واژه میشود میتواند صرف بالا بردن کیفیت کلی رایتینگ در حد تعیین شده (300 واژه تافل یا 250 واژه آیلتس) شود و رویهمرفته کیفیت نوشته مد نظر خواهد بود تا کمیت آن. نکته دیگر اینکه بیشتر نوشتن بخت شرکت کننده در آزمون را برای خطا کردن در به کار بردن واژه ها یا رعایت نکردن نکته های دستوری و یا پرت شدن از موضوع را اضافه خواهد کرد.

IELTS TOEFL Writing WordCountبهره گیری از کلیشه های پیچیده و دشوار رسیدن به نمره بالاتر

موضوع دیگری که زبان آموزان برخی از کلاس های آموزشگاهی بسیار بر آن پافشاری دارند به کار گرفتن مجموعه ای از کلیشه های بسیار دشوار دربرگیرنده ساختارهای واقعا پیچیده و برخی از لغات کاملا کم کاربرد و منسوخ برای (1) تحت تاثیر قرار دادن تصحیح کننده و (2) پر کردن هر چه سریع تر برگه رایتینگ است. در این زمینه نیز برخی از کتاب های مرجع همانند Kaplan اشاره کرده اند که به کار بردن حتی پیچیده ترین کلیشه و ساختارهای ثابت و از پیش حفظ شده اگر همگام با مفهوم کلی رایتینگ و معنا دار نباشد ممکن است به کمترین نمره بیانجامد و نمونه هایی از این کهنه ساختار های پر زرق و برق و توخالی نیز برای روشن شدن هرچه بیشتر موضوع هم در کتاب اشاره شده و هم در کتاب های EST در زمینه آشنایی با آزمون تافل ارائه شده است.

رسیدن به نمره بالای 25 رایتینگ تافل، 7 تافل

زبان آموزانی که به دنبال نمره های بالای رایتینگ در این دو آزمون هستند میتوانند نمونه های بی شماری را در سایت های ETS و ielts.org و کتاب های چاپ شده از سوی برگزار کنندگان این دو آزمون مشاهده نمایند که در آن ها نه شمار واژه ها از حداقل تعیین شده بسیار فراتر رفته و نه در آن ها از کلیشه و ساختار ثابت و از پیش حفظ شده ای استفاده شده و در عین حال نمره کامل (9 آیلتس، 30 رایتینگ تافل) به نوشته مورد نظر تعلق گرفته است.

تاثیر عملی کلیشه ها در آزمون های دوره های قبل؟

برخی از زبان آموزان معتقدند دوستان ایشان در دوره های قبل از “همین کلیشه ها” و “تکنیک اضافه نویسی” بهره گرفته و به نمره های بالای 110 تافل دست یافته اند. بدون اینکه وارد این موضوع شویم تجربه های عملی زبان آموزان دوره های قبلی را که نام ها و کارنامه های ایشان در دست هست را یاد آور میشوم:

تمامی کسانی که در رایتینگ خود نمره 7 بدست آورده اند از هیچ کلیشه غیر معمولی بهره نگرفته و اضافه تر از حد تعیین شده ننوشته اند.به این معنی که بدون اضافه نوشتن یا کلیشه ای نوشتن بدون شک میتوان به نمره بالا دست یافت. همچنین در یکی از موارد یکی از زبان آموزان که تنها 6 جلسه برای دوره و تمرین پیش از آزمون تافل از من درخواست کمک کرده بود و برای بار سوم در آزمون تافل شرکت میکرد و 3 بار هم تجربه آزمون های آزمایشی تافل را داشت، با بهره گیری از بسیاری از کلیشه های قوی و ظاهرا قابل قبول در نهایت نمره 18 را در رایتینگ بدست آورد. به این معنی که اگر رایتینگ کیفیت بالایی نداشته باشد کلیشه ها کمکی به شما نخواهند کرد. در زیر معیارهای نمره دهی رایتینگ آیلتس/تافل را میبینید:

Writing IELTS Grading Criteriaسخن آخر اینکه پیش از آنکه توصیه ای را بپذیرید و ده یا حتی صدها ساعت را در دوره پر فشار پیش از آزمون بر روی آن سپری کنید دست کم یکبار آن را در سایت های مرجع بررسی نمایید تا بتوانید مسیر درست تری را گزینش نمایید.

بیشتر بخوانید:

آیا کلیشه ای نوشتن در رایتینگ آیلتس و تافل نمره کم میکند؟

آموزش نحوه نوشتن مقدمه در رایتینگ Task 2 آیلتس و تافل

توصیه های تقویت ریدینگ تافل (سطح پیشرفته نمره ۲۲ تا ۳۰)

خارج موضوع(پرت) نوشتن رایتینگ آیلتس چقدر نمره کم میکند؟

نکته های نوشتن نامه رایتینگ آیلتس جنرال Task 1

سوال و جواب Essay آیلتس آکادمیک سطح نمره ۹

بهترین منابع برای آیلتس بالای ۷